تبليغاتX
یادداشت‌های يك مردم‌نگار

دفاع بريتانيايي ها از دموکراسی در ايران

 

دفاع از دموکراسی و حقوق بشر ممکن است برای سياستمداران در جهان امروز ابزاری همچون ساير ابزارها در خدمت اهداف سياسی خاص آنها باشد و سياستمداران در ادعای خود در طرفداری از حکومت های دموکراتيک يا تلاش برای تحقق آن صادق نباشند. اما برای مردم، روشنفکران و کسان ديگری که خواهان آن هستند، دموکراسی ارزشی واقعی است. از اينروست که حتی گاهی برخی جان خود را نثار آن می کنند.  برای مردم اروپا دموکراسی و حقوق بشر ارزشی اصيل و واقعی است و آن را برای همه بشريت آرزو می کنند. از اينرو اغلب دولت های خود را تحت فشار قرار می دهند که چرا در ادعاهای خود در دفاع از دموکراسی صادق نيستند.  من بارها و بارها مقالات مطبوعات بريتانيا در حمايت از رشد دموکراسی در ايران را در سالهای اخير ديده ام. مطبوعات بريتانيا اغلب سياست های آمريکا را درباره ايران نقد می کنند و ادعاهای آمريکاييان در دفاع از شکل گيری حکومتی دموکراتيک در ايران غير صادقانه می دانند. از اينرو اغلب همدلی و همراهی دولت بريتانيا با آمريکا در باره ايران  شديدآ نقد می کنند. مقاله زير نمونه اي از اين دست مقالات است که معرف نوع تفکر غالب افکار عمومی بريتانيا درباره رشد دموکراسی و اصلاحگرايان در ايران است.

 

روزنامه گاردين (چهار شنبه 27 آذر 381/ 18 دسامبر) در مقاله اي مفصل با عنوان «پيام ضد و نقيض» بقلم «جاناتان فريدلند» که بعد از سفر بشار اسد به لندن نوشته شد از دولت بريتانيا به دليلی از عدم حمايت واقعی از دولت دموکرات و مردمی خاتمی انتقاد کرده و مي نويسد: «رئيس جمهور خودکامه سوريه در دفتر نخست وزير مورد استقبال قرار گرفته است، اما نسبت به رئيس جمهور اصلاح گراي ايران بي اعتنايي مي شود. دعوت از بشار اسد در واقع پاداشي براي سوريه بخاطر حمايت از قطعنامه شوراي امنيت عليه عراق بوده است.

 

اگــــر رهبران ما درمورد گسترش دمکراسي و حقوق بشر جدي بودند آنها مي دانستند که بايد از چه کسي حمايت کنند و چه کسي را رد کنند. اصلاح گراياني مانند خاتمي بايد مورد حمايت ما قرار گيرند. وي راي اکثريت ايرانيان را بدست آورده است ، آنهم نه يکبار بلکه دوبار. وي رهبري است که بطور دمکراتيک انتخاب شده است، آنهم در منطقه اي که چنين شرائطي نادر است. خاتمي گفته است: «من مي پذيرم که در جامعه ما نوعي احساس نا اميدي وجود دارد.» اما دعوت توني بلر از وي کجاست؟ خاتمي که استحقاق همه گونه کمک و حمايت را در مسير مقابله با قوه قضائيه و شوراي نگهبان تندرو ايران را دارد، بهتر است در انتظار تلفن دعوت ننشيند. اکنون که جرج بوش از ايران بعنوان يکي از سه کشور محور شرارت نام برده است توني بلر نخواهد توانست در کنار خاتمي چاي بنوشد. نوشيدن چاي با خاتمي ، مانند کشيدن سيگار هاوانا با صدام حسين و يا مسافرت با «کيم يونگ ايل» است.

 

نويسنده می نويسد: «بدون شک اسد نمي تواند مدعي شود که بطور دمکراتيک انتخاب شده است. سوابق  حقوق بشر وي براستي هولناک است. اگـــر گفتگو همـــــواره بهترين راه است چرا لندن از صدام حسين دعوت بعمل نمي آورد؟ البته که گفتگو بي معنا است مگر آنکه با مخاطب مناسبي صورت گيرد. گسترش روابط تجاري و سياسي با ايران منطقي است، زيرا به اصلاح گرايان کمک خواهد کرد، درست همانگونه که سياست جنجالي محور شيطاني آمريکا جايگاه ملاها را تحکيم خواهد کرد، و ادعاي آنها مبني بر آنکه غرب با اسلام خصومت دارد را مورد تائيد قرار خواهد داد.»

 

و اضافه مي کند: «ما بجاي مبارزه با القاعده به جنگ با صدام حسين مي پردازيم، و بجاي اصلاح گرايان به خودکامگان پاداش مي دهيم. اين نه تنها مغاير با اصول است، بلکه ابلهانه نيز هست. اگر غرب براستي مي خواهد از برخورد تمدنها اجتناب کند، تنها نمي تواند به اين اميد اکتفا نمايد که اسلام گرائي بعنوان يک نيروي سياسي ناپديد شود. بلکه بايد در جستجوي نمونه اي از اسلام گرائي که برون گراست، باشد. نمونه اي که دمکراسي و مذهب را با يکديگر پيوند بزند. به نظر مي رسد که خاتمي در اين مسير گام برمي دارد. پيام جهان غيرمسلمان به کشورهاي اسلامي بايد پيامي منسجم باشد. آن کشورهائي که درهاي خود را بروي جهان مي گشايند بايد مورد استقبال قرار گيرند، رژيم هاي سرکوبگر و ديکتاتور بايد طرد شوند. اگر غرب بخواهد همچنان به همان بازي قدرت سابق ادامه دهد و تنها به دوستان که در جهت منافع ما گام بر مي دارند بدون توجه به جرائم آنها پاداش دهد آنگاه مجبور است تا با همان جنگ سابق روبرو شود، جنگي که تنها خونين تر از گذشته خواهد بود.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط نعمت‌الله فاضلی  |